یک عکس معروف؛ بوسهی ملوان آمریکایی بر لبان دختر پرستار…
اکتبر 4, 2008 at 10:51 ب.ظ | In فرهنگ، هنر و تاریخ | 8 CommentsTags: fat man, little boy, ملوان, ملوان آمریکایی, متفقین, متحدین, مرد چاق, نیویورک, چیانگ کای شک, ناکازاکی, هیروشیما, هری ترومن, وینستون چرچیل, ژاپن, پرستار, آلفرد آینزستایت, آمریکا, انفجار, انفجار اتمی, بمب, بمب اتم, بمب اتمی, بچهی کوچک, بوس, بوسه, بوسهی معروف, جنگ, جنگ جهانی, جنگ جهانی دوم, دختر, شوروی
15 آگوست 1945 روزی بود که سرانجام ژاپن در جنگ جهانی دوم تسلیم شد و شکست را پذیرفت. در حوالی ظهر این روز، امپراتور ژاپن با فرستادن پیامی به رییس جمهور وقت آمریکا، هری ترومن، رسمآ تسلیم شد و بدین ترتیب شعلههای جنگی خانمان سوز خاموش شد. در چنین روزی به مناسبت پایان جنگ جهانی دوم، جشنهای عظیمی در کشورهای متفقین و به خصوص آمریکا برپا شد و مردم به خیابانها ریختند…
آخرین وقایع جنگ جهانی دوم که منجر به تسلیم شدن ژاپن گردید:
26 جولای 1945: هری ترومن (رییس جمهور آمریکا) ،چیانگ کای شک (رهبر نظامی چین) و وینستون چرچیل (رهبر انگلستان) در بیانیهای مشترک، شرایط ژاپن برای تسلیم شدن را تعیین میکنند و خواستار تسلیم شدن ژاپن میشوند. ترومن به ژاپن میگوید: “تسلیم شو! و یا منتظر پاسخ بیدرنگ و ویرانگر ما باش!”
شرایط بیانیه برای ژاپنیها بسیار تحقیر آمیز به شمار میآید، از آن جمله:
1 – کشور ژاپن تا زمان دست یافتن به اهداف توافق نامه تحت اشغال متفقین خواهد بود.
2 – بسیاری از جزایر اطراف ژاپن به نفع متفقین مصادره خواهد شد.
3 – ارتش ژاپن کاملآ خلع سلاح خواهد شد.
4 – جنایتکاران ژاپنی در دادگاه محاکمه خواهند شد.
29 جولای 1945: ژاپن بیانیه را رد میکند.
6 آگوست 1945: بمب اتمی موسوم به “پسر کوچک” بر روی شهر هیروشیما انداخته میشود.

لحظاتی پس از منفجر شدن اولین بمب اتمی در هیروشیما...
8 آگوست 1945: شوروی به ژاپن اعلان جنگ میکند و رسمآ وارد جنگ با ژاپن میشود.
9 آگوست 1945: آمریکاییها بمب اتمی بعدی با نام “مرد چاق” را روی ناکازاکی میاندازند.

آمریکاییها چند روز بعد بمب اتمی 4.5 تنی "مرد چاق" را روی ناکازاکی انداختند...
15 آگوست 1945: ژاپن سرانجام تسلیم میشود.
پس از اعلام تسلیم شدن ژاپن در جنگ، مردم بسیاری به خیابانها میریزند و به شادمانی میپردازند. یکی از معروفترین عکسهایی که در این روز در نیویورک ثبت شد عکسی است که توسط “آلفرد آیزنستایت” گرفته شد و در مجلهی Life چاپ شد…
در آن زمان آلفرد در میدان تایم نیویورک به دنبال سوژههایی برای عکس گرفتن میگشت که ناگهان ملوانی را در خیابان دید که هر دختری را که در سر راهش میدید در آغوش میگرفت. آلفرد میگوید: “ملوان برایش اهمیتی نداشت که آنها دختر هستند، پیرزن هستند، تنومند هستند و یا لاغر، فقط آنها را در آغوش میگرفت… ناگهان دیدم که ملوان دختر سفید پوشی را در آغوش گرفته است. سریعآ دوربین خود را آماده کردم و لحظهای را که ملوان در حال بوسیدن دختر پرستار بود ثبت کردم.” آلفرد از نتیجهی عکس بسیار راضی و خشنود بود و این عکس به یکی از معروفترین عکسهای آن زمان مبدل گشت. آلفرد در مورد این عکس میگوید: “مردم به من میگویند که حتی بعد از این که از دنیا میروی هم ما این عکس را به خاطر خواهیم داشت” که واقعآ نیز چنین شد و این عکس نام “بوسهی پیروزی” را بر خود گرفت.
آلفرد هیچ وقت افرادی که در این عکس حضور داشتند را تشریح نکرد… دستنوشتههای شخصی آلفرد در مورد این عکس تنها بعد از مرگش در سال 1995 آشکار شدند. نکتهی جالب آن است که تاکنون بیش از 20 نفر ادعا کردهاند همین ملوانی هستند که در این عکس وجود دارد اما ادعای هیچکدام به طور قاطع تایید نشده است.
پی نوشت: من ملوان نیستم، اما پرستاران را دوست دارم!
وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.

