آن دو سرانجام به هم رسیدند…!
اکتبر 14, 2008 at 1:07 ق.ظ | In طنز، سرگرمی و جوک | 4 CommentsTags: کشیش, پا, پاها, بچه, بچه دار, تابوت, حامله, حاملگی, رسیدن, زن, شوهر
آگنس ازدواج کرد و صاحب 13 تا بچه شد… وقتی که شوهرش فوت کرد، آگنس دوباره ازدواج کرد و صاحب 7 تا بچهی دیگه شد… اما دوباره شوهرش فوت کرد… ولی آگنس دوباره ازدواج کرد و این بار صاحب 5 تا بچهی دیگه شد…
افسوس و صد افسوس… آگنس، این شیرزن پر کار… سرانجام دار فانی را وداع گفت…
بر بالای سر تابوت، کشیش برای آگنس طلب مغفرت و مرحمت کرد و گفت: “خداوندا… آن دو سرانجام به هم رسیدند…”
در همین حال یکی از حاضرین در مراسم خاکسپاری به سمت بغل دستیش خم میشه و آروم ازش میپرسه: “فکر میکنی منظور کشیش، شوهر اولش باشه؟ یا شوهر دومش؟ یا شوهر سومش؟”
بغل دستی جواب میده: “فکر کنم منظورش پاهاش باشه!”
به یک شوهر با ویژگیهای زیر نیازمندیم…
سپتامبر 8, 2008 at 12:44 ب.ظ | In طنز، سرگرمی و جوک | 7 CommentsTags: s3x, پیرمرد, پیرزن, پا, آگهی, آگهی ازدواج, ازدواج, بیوه, تخت خواب, دست, زن, زنگ, زنگ در, شوهر, عروسی
یه روز یه پیرزن بیوهی 70 ساله تصمیم میگیره که دوباره ازدواج کنه، واسه همین یه آگهی ازدواج میزنه توی روزنامه و توش مینویسه که: “به یک شوهر با ویژگیهای زیر نیازمندیم: هم سن و سال خودم باشه، کتکم نزنه، زیاد دور و برِ من چرخ نزنه، و این که بتونه توی س.ک.س من رو ارضا کنه!”
وبنوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.


