مستراح نوشت:‌ لطفآ بعد از هنرنمایی، هنر خود را محو نمایید!

ژانویه 2, 2009 at 11:58 ب.ظ | In زندگی روزمره‌ی من و تو | 8 Comments
Tags: , , , , , , , , , , , , ,

ببخشید… گلاب به روتون… روم به دیوار… بلا نسبت شما… خیلی ببخشیدا… بلا به دور… واقعآ بعضی وقت‌ها آدم توی مستراح چه چیز‌هایی که نمی بینه…  هر کسی واسه خودش یه چیزی نوشته… یه نفر فحش داده… یکی دیگه اومده شما‌ره تلفنش رو نوشته… یکی دیگه اومده شعر نوشته… یکی از بدبختی‌های زندگیش نوشته و به این و اون بد و بیراه گفته… خلاصه هر دم از این مستراح بری می‌رسد… خلاصه تفریح خوبیه که آدم هنگام قضای حاجت این نوشته‌ها رو بخونه، ببینه هر کس چی گفته! هم حوصلتون سر نمی‌ره و هم این‌که چند تا فحش جدید یاد می‌گیرین!

اما امروز بعد از این‌که عمل مبارک مورد نظر رو انجام دادم و می‌خواستم از توالت خارج بشم، نوشته‌ی جالب و در عین حال خنده‌داری رو دیدم که توجه شما را به دیدن آن جلب می‌نمایم:

مسترا�

پی نوشت: بنا به قانون چهارم نیوتن، یادتون نره وقتی می‌خواید خارج بشید، با پای راست خارج بشید!

راننده‌ی تاکسی…

دسامبر 17, 2008 at 1:01 ب.ظ | In طنز، سرگرمی و جوک | 9 Comments
Tags: , , , , , ,

Taxi Driver

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: “هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!”
مسافر عذرخواهی کرد و گفت: “من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه”
راننده جواب داد: “واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم… آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم…!”

منبع به زبان انگلیسی

باراک اوباما در سفر خود به لاس وگاس به شدت از سنگ توالت انتقاد کرد…

نوامبر 28, 2008 at 10:22 ب.ظ | In طنز، سرگرمی و جوک | 5 Comments
Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

خبرنگار ما از لاس وگاس گزارش می‌دهد:

دکتر باراک اوباما دو ماه زودتر از آنچه که پیش بینی می‌شد سفر‌های ایالتی و مردمی خود را آغاز کرده است. به گزارش فاک نیوز دکتر باراک اوباما رییس جمهور منتخب ملت آمریکا، امروز در جمع مردم صمیمی و شهیدپرور لاس وگاس حاضر شد. وی در ابتدای سخنرانی خود لاس وگاس را ديار مردان خوشتیپ و زنان خوشگل و ديار علما، شهدا و مجاهدان مخلص خواند و گفت: “مردم غیور لاس وگاس رو در طول جنگ عراق و افغانستان شهدای زیادی را تقدیم ملت کردند. لاس وگاس پرچمدار عزت ملت آمریکا و ملت های آزاده‌ی جهان و سرزمين دفاع از شرف و آزادگی و مهد خداپرستان مؤمن است.”

barack-obama
دکتر حسین اوباما: “من یک بسیجی مخلص هستم…”

دکتر باراک اوباما در بخش دیگری از سخنرانی‌های خود با اشاره به فرارسیدن هفته‌ی بسیج گفت: “من افتخار می‌کنم که بگویم یک بسیجی هستم.” وی همچنین اضافه کرد: “امروز بنیان خانواده در خاورمیانه و کشورهای شرقی در حال فروپاشی است و این به دلیل عدم توجه به فرهنگ بسیجی و بسیجی‌وار زندگی کردن است. ریشه‌ی تمام مشکلات بشری در نبود فرهنگ بسیجی است. امروزه شاهد آن هستیم که بعضی کشورهای خاورمیانه‌ای با تورم و بیکاری افسار گسیخته دست و پنجه نرم می‌کنند که علت آن بدون شک دوری از خدا و فرهنگ بسیجی است. فرهنگ بسیجی يعنی از خواب پريدن و به خدا رسيدن. ” دکتر اوباما همچنین خاطر نشان کرد: “اينکه عده‌ای از اين کشورها دور هم جمع می‌شوند و هی جلسه می‌گذارند تا قیمت نفت را بالا ببرند دست و پا زدن بيهوده است و بی‌ترديد بدون بازگشت به فرهنگ بسيجی و روی‌ آوردن به مفاهيم الهی سرنوشت غم‌انگيزی در اختيار آنهاست.”

دکتر اوباما در خطبه‌ی دوم سخنرانی خودش به شدت از سنگ توالت انتقاد کرد و استفاده از سنگ توالت را یک اقدام موهن و بی‌شرمانه توسط دشمنان و دولت‌های استکباری خواند و اضافه کرد: “امروز یک عده دولت خاورمیانه‌ای قصد دارند با تبلیغات خود فرهنگ استفاده از سنگ توالت را ترویج کنند اما ملت آمریکا به شما می‌گوید که این کار راه به جایی نخواهد برد. دولت‌های زورگوی خاورمیانه‌ای قصد دارند با تصویب قطعنامه‌های کشکی علیه ملت آمریکا، ملت آمریکا را از توالت فرنگی محروم کنند اما بدانید که ملت ما یک ملت آگاه است و زیر بار سنگ توالت نمی‌رود.” این بخش از سخنان دکتر اوباما با ابراز احساسات شدید مردم لاس وگاس همراه شد…مردم با فریاد‌های  “توالتِ فرنگی حق مسلم ماست” و فریاد‌های “الله اکبر” به حمایت از رییس جمهور منتخب پرداختند. اوباما همچنین توالت فرنگی را به یک قطار تشبیه کرد و گفت: “ما سفت و سخت بر روی این توالت فرنگی نشسته‌ایم و ترمز‌هایش را نیز کَنده‌ایم و دور اندخته‌ایم.” رئیس جمهور منتخب ایالات متحده‌ی آمریکا خاطرنشان کرد: “مسئله توالت فرنگی در آمریکا از این حرف ها گذشته است که شما بخواهید با جلسات خود جلوی ملت آمریکا را بگیرید، حال که ضعیف شده‌اید و قدرت آمریکا ده برابر شده است، دست از شیطنت های خود بردارید زیرا در غیر این صورت به گفته شهید جان اِف کندی  “شما هیچ غلطی نمی توانید بکنید.” “

labbayk
گوشه‌ای از ابراز احساسات مردم لاس وگاس…

او همچنین در بخش دیگری از سخنرانی‌های گهربارش درباره‌ی استفاده از سنگ توالت و رابطه‌ی آن با پارگی ##ن اضافه کرد:  “وقتی بعضی کشورهای خاورمیانه‌ای شاهد رشد و پيشرفت آمریکا بودند هر روز روی سنگ توالت می‌نشستند و هی در شورای امنيت قطعنامه علیه ما صادر می‌کردند. من امروز به آن‌ها می‌گویم آن‌قدر بر روی سنگ توالت‌هایتان بنشینید تا ##نتان پاره شود.” گفتنی است طبق تحقیقات پژوهشگران نشستن بر روی سنگ توالت به مدت زیاد خطر پاره شدن ##ن را در پی دارد. دکتر حسین اوباما وعده داد که در هفته‌های آینده خبر خوشی را در مورد آخرین پیشرفت‌ها در عرصه‌ی توالت فرنگی به اطلاع ملت شریف آمریکا خواهد رساند. خبرهای پشت پرده حاکی از آن است که این خبر خوش در رابطه با 3000 توالت فرنگی جدیدی است که قرار است ماه آینده در نیویورک به بهره برداری برسد.

اوباما در بخش دیگری از سفرش به لاس وگاس با خانواده‌های معظم شهدای جنگ افغانستان و عراق دیدار کرد و با آن‌ها به گفت و گو نشست.

لینک در بالاترین

ماجرای همبرگر، چیپس و نوشابه!

نوامبر 18, 2008 at 8:34 ب.ظ | In طنز، سرگرمی و جوک | 13 Comments
Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

پیرمرد یک همبرگر، یک چیپس و یک نوشابه سفارش داد… همبرگر رو به‌آرومی از توی پلاستیک در آورد و اون رو با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد… یک نیمه‌اش رو برای خودش برداشت و نیمه ی دیگه رو جلوی زنش گذاشت… بعد از اون، پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس‌ها رو دونه دونه شمرد و اون‌ها رو دقیقآ به دو قسمت تقسیم کرد و نصفی از اون‌ها رو جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگه رو جلوی خودش…

Hamburger_Fries

پیرمرد یک جرعه از نوشابه‌ای که سفارش داده بودن رو خورد… پیرزن هم همین کار رو کرد و فقط یک جرعه از نوشابه رو خورد و بعدش اون رو دقیقآ وسط میز قرار داد… پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه‌ی همبرگر خودش زد… بقیه‌ی افرادی که توی رستوران بودن فقط داشتن اون‌ها رو نگاه می‌کردن و به راحتی می‌شد پچ پچ‌هاشون رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید: “این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن…طفلکی‌ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن…”

Soda

پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس‌ها… در همین حال بود که یک مرد جوان که دلش به رحم اومده بود، به میز اون‌ها اومد و خیلی مودبانه پیشنهاد داد که یه همبرگر دیگه واسشون بخره… پیرمرد جواب داد: “نه… ممنون… ما عادت داریم که همیشه همه چیز رو با هم شریک بشیم…”

بعد از 10 دقیقه‌، افرادی که پشت میز‌های کناری نشسته بودن متوجه شدن که پیرزن هنوز لب به غذا نزده… پیرزن فقط نشسته بود و غذا خوردن شوهرش رو تماشا می کرد و فقط هر از وقتی جاش رو با شوهرش توی نوشابه خوردن عوض می‌کرد… در همین حال بود که دوباره مرد جوان به میز آن‌ها آمد و دوباره پیشنهاد داد که واسشون یه همبرگر دیگه بخره… این بار پیرزن جواب داد: “نه، خیلی ممنون… ما عادت داریم که همه‌ی چیز‌ها رو با هم شریک بشیم…”

چند دقیقه بعد، پیرمرد همبرگرش رو کامل خورده بود و مشغول تمیز کردن دست و دهنش با دستمال بود که دوباره مرد جوان به میز آن‌ها آمد و به طرف پیرزن -که هنوز لب به غذا نزده بود- رفت و گفت: “می‌تونم بپرسم منتظر چی هستید؟”

پیرزن به صورت مرد جوان خیره شد و گفت: “دندان!”

منبع به زبان انگلیسی

لینک در بالاترین

لینک در دنباله

برگه‌ی بعد »

وبلاگ روی وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.